شما در حال مشاهده سایت در حالت ریسپانسیو(سازگار با موبایل و تبلت) هستید. در صورت تمایل به مشاهده سایت با نسخه اصلی "ایـنـجـا" کلیک کنید.
X تردمیل
X 400رژیم
برای پیوستن به کانال زیباتن در تلگرام، اینجا کلیک نمایید
عکس تاپیک

طرز تهیه سالاد بادمجان و کدو رژیمی در منزل

سالاد رژیمی
برای مشاهده کلیک کنید
عکس تاپیک

بند انداختن صورت بهتر است و یا شیو کردن ؟!

اصلاح صورت
برای مشاهده کلیک کنید
عکس تاپیک

مدل های مانتوی مد سال 95

مدل مانتو
برای مشاهده کلیک کنید
عکس تاپیک

زیبا کردن موها و تقویت آنها با استفاده از مواد غذایی

زیباکردن مو
برای مشاهده کلیک کنید
 

آشنایی بیشتر با زیباتنی ها

پاسخ به رایج ترین سوالات کاربران

اطلاعیه مدیریت سایت

در حال حاضر اطلاعیه جدیدی وجود ندارد
فروشگاه زیباتن هایپرجم
تبلیغ در زیباتن تبلیغ در زیباتن
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: ترس ها چگونه در وجود ما شکل می گیرند : عزیزم امروز در مدرسه کارهای خطرناک بکن!

  1. #1
    tanhayi آواتار ها
    کاربر تازه وارد

    برای آشنایی بیشتر با من اینجا کلیک کنید

    تاریخ عضویت
    مرداد 1394
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    نوشته ها
    1
    میانگین پست در روز
    0.00
    جنسیت
    نامشخص

    ترس ها چگونه در وجود ما شکل می گیرند : عزیزم امروز در مدرسه کارهای خطرناک بکن!

    به تاثیرات کلماتی که در جمله هایمان در گفتگو های روزمره ی خود استفاده میکنیم برای انتقال احساس مان به یکدیگر توجه کرده اید؟
    سینا تهرانی مشاور تحصیلی و موفقیت گروه درس زندگی در یکی از مطالب وبسایت به شرح تاثیرات برخی از این جملات پرداخته
    جملات دلسوزانه مادران چه نقشی در ترسو بارآوردن فرزندانشان دارد؟
    در تمام زندگی هرگز نشنیده ام که مادری به فرزندش بگوید : ” عزیزم امروز در مدرسه کارهای خطرناک بکن.”
    به احتمال بیشتر او به فرزندش می گوید : ” عزیزم مواظب خودت باش ” .
    این جمله با خود پیام دوگانه ای را به همراه دارد؛ پیام نخست این است که ” دنیا جای خطرناکی است ” و پیام دوم اینکه ” فرزندم تو نمی توانی از عهده خطرات دنیا برآیی ” .
    مادر در واقع به فرزندش می گوید : ” اگر اتفاقی برایت بیفتد ، از دست من کاری ساخته نیست ” . همانطور که می بینید این مادر به خودش اعتماد ندارد و لذا همین حس بی اعتمادی را به فرزندش نیز منتقل می سازد.
    خوب به یاد دارم که در دوران کودکی آرزو داشتم دوچرخه ای داشته باشم اما پدر و مادرم حاضر نبودند برایم دوچرخه بخرند . جواب مادرم به درخواست ها و خواهش های من ، همیشه این جمله بود که : ” عزیزم من تو را خیلی دوست دارم و نمی خواهم برایت حادثه ای پیش بیاید “.
    من این گفته مادرم را اینگونه تعبیر می کردم که : ” سینا جان! تو صلاحیت و توانایی آن را نداری که سوار دوچرخه شوی “. اکنون که بزرگتر و عاقلتر شده ام ، می دانم که مادرم در اصل می گفت : ” اگر برایت اتفاقی بیفتد ، من متلاشی می شوم . “
    مادر بیش از حد حمایتگر من اخیراً بعد از یک عمل جراحی دشوار در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان نورد وست به سر می برد. وقتی به ملاقات او رفته بودم در گوشش به نجوا گفتم :” مادر خیلی دوستت دارم و دوباره برای دیدنت بر می گردم . “
    سپس در حالیکه به سمت در می رفتم ، صدای نحیف و خفیف مادرم را شنیدم که می گفت : ” سینا مراقب خودت باش ” . مادر نازنینم حتی در حالتی که در وضعیت نیمه هوشیار بسر می برد، باز نگرانی خودش را به همه جا می پاشید و من می دانم که درصد بسیار زیادی از مادران ما در چنین حال و هوایی بسر می برند .
    با توجه به اینکه پدران و مادرانمان بارها عبارت ” مراقب خودت باش ” را به ما دیکته کرده اند ، خیلی جای تعجب دارد که توانسته ایم از جلوی در خانه مان دور شویم .
    وقتی در ایران هستم، بخشی از کار من به مشاوره تحصیلی به دانش آموزانی که تمایل دارند تا بهترین رتبه های کنکور را از آن خود کنند، سپری می شود و بخشی دیگر را به برگزاری ورک شاپ های آموزشی در زمینه بهبود روابط خانواده ها می گذارنم. چندسال پیش مراجعه کننده خانمی داشتم که ۳ سال پی در پی در کنکور سراسری شرکت کرده بود اما موفق نمی شد در رشته مورد نظرش که مهندسی صنایع بود، پذیرفته شود . همسر ایشان می گفت: ” آقای سیناتهرانی! نمی دانم چه اتفاقی در سرجلسه کنکور برای خانمم می افتد که به یکباره همه چیز بهم می ریزد! در حالیکه او همان سوالات کنکور را در منزل بخوبی پاسخ می دهد”
    وقتی بررسی های اولیه را بر روی توانایی های درسی آن دختر جوان انجام دادم ، دیدم او هیچ مشکلی از نظر توانمندی درسی ندارد. با کمی بررسی دقیقتر متوجه شدم که در طی ۳ سال گذشته ، مادر آن خانم از سر دلسوزی تا درب محل برگزاری آزمون ، دخترش را همراهی می کرده و تا زمان اتمام کنکور در همانجا می نشسته و برای دخترش دعا می کرده است .
    شاید بگویید : کار این مادر بسیار قابل ستایش و مثبت بوده است اما وقتی با متدهای سایکو اقدام به بازخوانی نیمکره سمت راست مغز آن خانم کردم ، متوجه شدم که درست در همان زمانی که مادر دلسوز در بیرون از محل آزمون در انتظار دخترش بوده است ، ذهن خانم جوان مدام عباراتی اینچنینی را تکرار می کرده است که : ” ببین مادرت چقدر برای تو زحمت می کشد . تو باید امسال قبول بشوی تا خستگی از تن مادرت در بیاید. پس بیشتر دقت کن و همه تست ها را پاسخ بده ، مبادا بازهم شکست بخوری! “
    خب این جملات ترس از شکست در آزمون را در دختر جوان ایجاد کرده بود ، بگونه ای او تمرکز خود را از دست می داد و نمی توانست همه توان علمی خود را برای پاسخگویی به تست ها بکار ببرد.
    متاسفانه این ماجرا برای ۳ سال تکرار شده بود و هربار نتیجه بدتر از سال قبل بود .
    خوشبختانه با هدایت آن خانم و تقویت ذهنی نیمکره راست مغز وی و ارائه برنامه های درسی خاص و نیز توصیه هایی که به مادر محترم ایشان کردم، آن خانم در کنکور بعدی به آنچه که شایستگی اش را داشت ، دست پیدا کرد و در رشته مهندسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد.



  2. کاربر زیر از tanhayi تشکر کرده است:

    Peransa (31 مرداد 1394)

  3. # ADS
    تبلیغات در مدار
    تاریخ عضویت
    همیشه
    نوشته ها
    بسیاری
     

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •